حسن حسن زاده آملى
471
هزار و يك كلمه (فارسى)
مىكند و سخت نگهدار آن است ، پس چون به جوّ اقصى كه حارّ بالفعل و مجاور قريب به كره نار است رسيده است نخست طرف بالاى آن آتش مىگيرد ، سپس شعله در او مىدود تا آخر آن را فرا مىگيرد كه اشتعالى ممتد به نام شهاب ديده مىشود ، پس چون اجزاى ارضى آتش خالص شده است ديده نمىشود و گمان مىرود خاموش شده است . اينك به همين اندازه در اين گونه مسائل طبيعى كه بحثى استطرادى است اكتفا مىكنيم . مراجعه به فصل يادشدهء شفاء و فصول نمط مذكور اشارات ، و سؤال و جواب بيرونى و ابن سينا كه در شرح حال ابو ريحان بيرونى در لغتنامه دهخدا نيز مرقوماند ، براى آشنايى بيشتر در اين مطالب طبيعى مطلوباند . رساله را در همينجا خاتمه مىدهيم . وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ قم . حسن حسن زاده آملى 16 شوال المكرم 1409 ه ق 1 / 3 / 1368 ه ش كلمهء 359 حركت جوهرى ، استكمالى است كه لبس فوق لبس و أيس بعد أيس است نه خلع و لبس ؛ لذا سرتاسر هويّت وجودى عالم طبيعت با حفظ وحدت اتصالى ، در حركت و تغيّر طولى استكمالى است و تنها امر ثابت اصل قانون حركت است . كلمهء 360 بنابر پندار روحانية الحدوث بودن نفس مفاسد بسيارى لازم مىآيد : الف ) از آن جمله اينكه بايد نوع واحد را بدون دخالت مادّه ، افراد متعدد باشد . ب ) و ديگر اينكه لازم آيد كه تعلق نفوس به ابدان مانند تعلّق و اضافهء ملّاح به سفينه باشد و حال اينكه اين نحو تعلق صرف تناسخ باطل است . ج ) و ديگر اينكه ترجيح بلامرجّح لازم آيد ، يعنى وجه امتياز اين نفس به